انقلاب بیدارساز

نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری 

 

انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم، شروع دوره جدیدی از ظهور اسلام با رویکرد سیاسی را برای جهان اسلام نوید داده و پیروزی برجسته ترین حرکت اسلامی در این دوره، سایر حرکتهای اسلامی در جهان اسلام را به تکاپو واداشت. ذکر این نکته ضروری است که میزان تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر همه جوامع اسلامی یکسان و یکنواخت نبوده، بلکه با توجه به اوضاع خاص هر منطقه و نیز قرابتهای فکری، فرهنگی و جغرافیایی، درجه تاثیرآن متفاوت بوده است و هر اندازه که ملت ایران در نیل به اهداف انقلابی خود با ملتهای دیگر وجه اشتراک داشته اند، به همان نسبت استقبال از این انقلاب گسترده تر بوده است.
    به طور کلی آنچه که بر همگان روشن و واضح است، این است که انقلاب اسلامی ایران تاثیرهای گسترده ای را در ورای مرزهای خود داشته و با توجه به پیروان و هواخواهانی که پیدا کرد و به عنوان یک نیروی قابل محاسبه توسط دولتهای خارجی و همچنین دولتهای منطقه عنوان شده است؛ بدان خاطر که «انقلاب اسلامی در ایران به دلیل جذابیت شعارها، اهداف، روشها، محتوا، نتایج و سابقه مشترک دینی و تاریخی و شرایط محیط منطقه و بین المللی، پدیده ای تاثیر گذار در جهان اسلام بود».(1)
در مجموع تاثیر آن بر سایرین از گرایش و پذیرش ارزشها و آرمانهای انقلاب تا الگوبرداری شیوهها و روشهای اتخاذ شده، از جمله گسترش تظاهرات عمومی علیه نظامهای حاکم، در نوسان بوده که این وضعیت زمینههای تهدید سایرین را فراهم آورده بود که در این راستا و در ادامه در صددیم تا به بررسی تاثیر گذاری انقلاب در میان کشورهای مختلف پرداخته و برای سهولت اشاره به این بحث، مناطق مورد بررسی را به 5 قسم عمده تقسیم کرده ایم تا در خلال آنها به نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری جهان اسلام بپردازیم.
    1. جنوب شرق آسیا 1. 1. مالزی و اندونزی:
    درکشورهای اندونزی و مالزی بدلیل وجود جامعه کثرت گرای مذهبی، جنبشهای احیای اسلام فعال هستند و همزمان با انقلاب اسلامی، جنبش تجدید حیات اسلام در این منطقه نیز در حال شتاب گرفتن بود(2) و مسلمانان؛ اعم از آنکه در کشورشان اقلیت یا اکثریت بوده اند، نسبت به هویت خود آگاه تر شده بودند. به همین دلیل بر اساس نظر شمار بسیاری از ناظران اسلام معاصر در مالزی و اندونزی، اجماع عمومی بر این است که انقلاب ایران تاثیر مهمی بر عناصر آشنا به مذهب در این کشورها داشت.

    انقلاب اسلامی ایران برای مسلمانان آنجا بیش از آنکه به عنوان الگویی اجتماعی و قابل تکرار مطرح باشد، به مثابه منبعی الهامبخش تلقی گردید و موجب تجدید توان حرکت انقلاب اسلامی در این جوامع شد که بازتاب انقلاب در این کشورها دارای دو بعد بوده است: از یکسو پیروزی انقلاب اسلامی و انعکاس رسانه ای آن، موجب تقویت احساس هویت مذهبی در میان مسلمانان و نیز تسریع روند تجدید حیات سیاسی اسلام در این جوامع گردید؛ زیرا تلاش جامعه مسلمان ایران در سرنگونی دولت ضد دینی، تاثیر مثبتی بر آنها داشت که با شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران، برخی از ناظران و مفسران رویدادهای اسلامی پیش بینی کردند که کشورهایی همانند مالزی و اندونزیتوانند تبدیل به «ایرانی دیگر» گردند. (3)
    از سوی دیگر انقلاب ایران توانایی حکومتهای مالزی و اندونزی را در توجیه نظارت و سرکوب جنبشهای مخالفان اسلام گرا تقویت کرده و آنها نیز برای بی اعتبار ساختن هر گونه مخالفت اسلامی به طرح اتهامهایی، چون اسلام رادیکال، پرداخته و در صدد افزایش تلاشها در نظارت بر نقش سیاسی آن دسته از نیروهای اسلامیبرآمدند که آنها را برای سیاست دولت زیانبار تلقی میکردند. لذا دولتهای این دو کشور تلاش کردند تا آنها را از طریق تلفیق مجموعه ای از گزینش، تهدیدها، افزایش مراسم و سخنرانیهای مذهبی، و مراقبت و نظارت بیشتر بر فعالیتهای مذهبی مهار کنند. (4) در عین حال سعی کرده اند که برخوردی محتاطانه با انقلاب اسلامی داشته باشند و بنا به ملاحظات داخلی و خارجی هر چند در مقاطعی نیز ناگزیر از اصلاح و تعدیل مشی خود به نفع مسلمانان شده اند، ولی همواره تلاش کرده اند که ضمن حفظ روابط رسمی سیاسی با ایران، از طرق مختلف مانع گسترش و تعمیق مفاهیم انقلاب اسلامی در جامعه خویش شوند.
    در این راستا در کشور اندونزی از آنجایی که مبلغان مسلمان و سازمانهای سیاسی همواره خواستار ابراز حمایت دولتمردان خود نسبت به امام و انقلاب بودند، اما دولتمردان علی رغم سکوت ظاهری خود با نگرانی جدی به انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی مینگریستند؛(5) بدان خاطر که مسلمانان اندونزیایی میان ایران و کشور خود یکسری شباهتهایی را احساس میکردند که باعث علاقه مندی آنها به انقلاب اسلامی میشد که از جمله آنهاتوان به تلاش ایران برای رهایی از سلطه یک ابرقدرت، به کارگیری درآمدهای نفتیبرای توسعه کشور و استفاده از اسلام برای رهایی از چنگ کاپیتالیسم و سوسیالیم در سطح ملی و بین المللی اشاره کرد.(6)
    دولت مالزی نیز علی رغم اینکه در کنار قومیت، برای اسلام در حیات سیاسی این کشور نیز اهمیت قایل است، اما هیچ گاه نگرانی خود را از بروز حرکتهای اسلامی پنهان نکرده و معمولا رفت و آمد رهبران محلی واسلامی به ایران را زیر نظر داشته و ضمن کنترل روابط دو جانبه، مانع تاثیر سیاسی انقلاب ایران بر مسلمانان کشورش شد؛ زیرا مسلمانان این کشور، با علاقه زیادی حوادث ایران را پیگیری کرده و مجذوب شخصیت امام خمینی شده بودند. (7)
    1. 2. فیلیپین:
    کشور فیلیپین با اکثریت جمعیت مسیحی، پس از رهایی از استعمار اسپانیا به تدریج تحت حاکمیت آمریکا درآمد. (8) در کشور فیلیپین مسلمانانی که به «مورو» معروف هستند، تنها 5% از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند. بسیاری از مسلمانان در این کشور، سرنگونی شاه ایران را نمونه ای از غضب الهی دانسته و آن را نشانه ای محتمل برای سرنوشت پادشاه خود دانستند. (9)
    با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شاهد تاثیر دامنه انقلاب اسلامی در این کشور هستیم، از جمله اینکه تشکیل حکومت در ایران باعث بیداری، امید و اعتماد به نفس مسلمانان این کشور شد و در واقع این انقلاب برای آنها توانایی اسلام را در رهبری مردم سرکوب شده جهت مقابله با رژیمهای فاسد و تحت ستم خارجی آشکار نمود . در این راستا ایران نیز با حمایت از مبارزه جبهه آزادیبخش ملی مورو، گرایشهای سیاسی از پیش موجود را قوت دوباره ای بخشیده و خیزش اسلامی را با ایجاد روحیه و حمایت از مبارزات مسلحانه علیه دولت مانیل تشدید کرد و در راستای حمایت از مسلمانان فیلیپین، مبادرت به تحریم صدور نفت به آنجا ورزید. (10) پس از سقوط استبداد «رژیم مارکوس» در سال 1986، روابط طرفین از حالت تیرگی خارج شده و طرفین دارای روابط مبتنی بر صلح و توسعه پایدار شده(11) و در حال حاضر سازمانهای فرهنگی ایران نیز به طور وسیعی در آنجا فعال هستند.
        2. شبه قاره هند
    گسترش افکار انقلابی در شبه قاره هند نیز بیتاثیر نبوده و ما در صددیم تا در این منطقه به بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در کشورهای افغانستان، پاکستان، هند، کشمیر و بنگلادش بپردازیم.
        2. 1. افغانستان:
    تاثیر انقلاب اسلامی بر افغانستان، به دلیل اشتراکات فرهنگی و زبانی دو کشور، پیش از پیروزی انقلاب در قالب مقاومت مردم در برابر کودتای کمونیستی طرفدار شوروی نمود یافت. به فاصله 9 ماه پس از وقوع کودتای مارکسیستی در کابل، انقلاب اسلامی در ایران نیز به پیروزی رسید و به سرعت تاثیرهایی در ابعاد مبارزاتی و سیاسی افغانستان بر جای گذارد. همچنین پس از پیروزی انقلاب ایران و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی نیز ،گروههای شیعه و سنی که اکثرا نام اسلام را حمل میکردند (مجاهدین افغانی)، از انقلاب اسلامی الهام گرفته و بدون شک تاکید این گروهها به اسلام تحت تاثیر این انقلاب صورت گرفته بود. (12) همزمانی ورود نیروهای ارتش سرخ به افغانستان با اتفاقات داخلی ایران، باعث توجه و عنایت خاص مسئولان انقلاب اسلامی به این سرزمین شد و لذا در کنار آثار عمیق معنوی بر روند جهاد مردم افغانستان، تاکتیکهای مبارزاتی مردمی که در جریان مبارزات گسترده مردم مسلمان ایران علیه رژیم شاه به کار گرفته شده بود، بر شیوه مبارزاتی افغانها نیز تاثیر بسزایی گذارده و قیامهای مردمی در شهرهای هرات و کابل در سال 1979 نمونه های اولیه و مهم از شیوههای جهادی مردم مسلمان ایران بود که فضای مبارزه مردم مسلمان افغانستان را دچار تحولی بنیادین کرد(13) و ایران نیز با استفاده از این موقعیت مردمی، به سازماندهی و انسجام گروههای مبارز و جهادی پرداخت.
    با خروج نیروهای شوروی از افغانستان، مبارزات مجاهدین افغانی ماهیت دیگری پیدا کرده و از جنبه جهادی و عقیدتی، حالتی سیاسی و اقتصادی به خود گرفت و گروههای جهادی به منظور تقسیم و تثبیت قدرت خویش با یکدیگر به نزاع پرداختند که در نهایت این اختلافات منجر به جنگ داخلی در افغانستان شد. با تداوم مناقشه افغانستان و تضعیف گروههای جهادی، زمینه برای به صحنه آمدن گروه طالبان فراهم شد و آنها با حمایتهای قدرتهای خارجی، از جمله آمریکا و عربستان برای مدتی در موازنه قدرت از سایرین پیشی گرفتند. از جنبه سیاسی ایدئولوژیک نیز ضمن ارائه قرائت خاصی از اسلام، مدلی هم برای حکومت اسلامی و مملکت داری مطرح کردند که در تقابل با اسلام ناب بوده و لذا به تدریج با توسعه حوزه نفوذ آنها در افغانستان، تمام سرمایه گذاری ایران در افغانستان با مانع مواجه شد. پس از حادثه 11 سپتامبر، گرچه تداوم این روند با فروپاشی قدرت آنها توسط آمریکا دستخوش تغییر و تحول گردید؛ ولی ذکر این نکته ضروری است که ایران همواره با حمایت برخی گروههای اسلامی، به دنبال گسترش آرمانهای اسلامی در این کشور بوده است.
    2. 2. پاکستان:
     پاکستان به عنوان یکی از همسایگان مهم ایران، از لحاظ سیاسی و اجتماعی در معرض تاثیر گذاری انقلاب اسلامی واقع شد. گرچه در توالی و تقارن انقلاب اسلامی، هیجانات مردمی و تخیلات اجتماعی در تاسی از انقلاب در پاکستان چشمگیر بود؛ اما در این کشور نیز هم زمان با انقلاب اسلامی، با کودتای نظامیان به رهبری «ضیاء الحق»، وی با تسلط بر کشور خود سردمدار احیای اسلام گردید که در این خصوص باید خاطر نشان کرد که وقوع چنین امری گرچه احتمال دارد که ناشی از الزامهای تاریخی و انگیزه های شخصی باشد؛ ولی علاوه بر آن میتوان ادعا نمود که تاکتیکی برای کنترل اسلامگرایی و انقلابگرایی برخاسته از تحولات ایران بوده است.
    هم زمانی کودتای نظامی مذکور با انقلاب اسلامی ایران، نتوانست مانعی برای گسترش افکار آرمانی انقلاب اسلامی ایران در این کشور گردد؛ بدان خاطر که با وقوع انقلاب اسلامی ایران، بارقه امید را در دل مسلمانان به خصوص شیعیانی که خواستار تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلامی در کشورشان بودند، زنده کرد. گواه بر این مطلب این است که عدم آگاهی شیعیان پاکستان از مکتب تشیع - خلاصه شدن فهم آنها از تشیع اثنی عشری در عزاداریها و همچنین رواج خرافات در میان آنها - باعث شده بود تا شیعیان در محیط کار و اجتماع، مراکز آموزشی و دانشکدهها مورد تمسخر اطرافیان خود قرار گرفته و شیعه بودن خود را مخفی کنند، اما پس از انقلاب اسلامی از یک سو با گسترش ارتباط شیعیان پاکستان با حوزههای علمیه آنها آگاهی مذهبی عمیقتری پیدا کرده و بدین ترتیب اعتماد به نفس لازم در میان آنها پدید آمد.(14)
    با ایجاد آگاهی ناشی از انقلاب اسلامی ایران در میان شیعیان پاکستان، به تدریج آنها با خروج ازحالت انزوا به انسجام و سازماندهی نیروهای خود توجه کرده و در این راستا در آوریل 1979 ،گردهمایی عظیمی را در ایالت پنجاب به رهبری «علامه مفتی جعفر» در اعتراض به نادیده گرفته شدن فقه جعفری در قوانین اسلامی کشور و تحمیل فقه حنفی، برگزار کردند(15) که این اقدام شیعیان علیه دولت وقت حتی در تاریخ پاکستان بینظیر بود. آنها با این اقدام ضمن نشان دادن خروج شیعیان از انزوا، خواستار تاثیرگذاری بر سیاستگذاریهای کشور شده و یکی از بزرگ ترین ثمرات این اقدام آن بود که ضیاءالحق اعلام کرد که در آینده در همه قوانین کشور فقه جعفری را لحاظ کرده و قانونی مخالف آن تصویب و اجرا نخواهد شد.(16)
    در ادامه فعالیتهای شیعیان جهت دست یابی به حقوق شیعیان در جامعه پاکستان، دومین اجتماع در جولای1980 در اسلام آباد تشکیل گردید که در آن شیعیان خواستار «تعیین سهمیه مخصوص از پستهای مهم دولتیشده و از دولت خواستند که در تبلیغات مذهبی رادیو و تلویزیون به شیعیان نیز به طور مساوی فرصت تبلیغ مذهبشان داده شود».(17) همچنین تجمع دیگری در جولای سال 1987 با سخنرانی «عارف حسین الحسینی» برگزار شد که وی در دفاع از حقوق شیعیان، مطالب بسیار تندی علیه استکبار جهانی، وهابیون و رژیم ضیاءالحق ابراز داشت. (18)
    به دنبال بسط نفوذ و قدرت اجتماعی شیعه ناشی از گسترش آگاهی متاثر از انقلاب اسلامی ایران، ترس از الگوبرداری انقلاب اسلامی در پاکستان، سبب بروز عکس العملهایی از سوی رژیم پاکستان، وهابیت، عربستان سعودی و آمریکا شد. در این زمینه دولت پاکستان نیز برای پیشگیری از تکرار حوادث مشابه انقلاب اسلامی ایران در داخل کشور پاکستان، با توجه به فراهم شدن زمینههای آن توسط شیعیان، سیاست نزدیکی بیشتر به غرب و کشورهای ثروتمند عربی حاشیه خلیج فارس را در پیش گرفت. همچنین گروههای وهابی نیز از سال 1983 خشونتهای گسترده ای را علیه شیعیان در این کشور اعمال کردند که از جمله مهمترین خشونتها در دهه 1980، میتوان به حمله وهابیها به روستاهای شیعهنشین در شمال پاکستان، ترور مسئولان ایرانی و شهادت عارف الحسینی رهبر شیعیان پاکستان اشاره کرد که در این راستا وهابیون با کمک عربستان برای جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی در این کشور اقدامهای دیگری نیز انجام دادند که کمکهای مالی عربستان به دولت پاکستان، اعطای وامهای بدون بهره و همکاریهای نظامی و امنیتی، تاسیس حوزه های علمیه، دانشگاهها، کتابخانه ها و مساجد از جمله آنهاست. (19)
    در مقابل جمهوری اسلامی ایران نیز همواره فعالیتهای زیادی در گسترش افکار انقلابی در پاکستان انجام داده که نتایج مطلوبی را نیز به همراه داشته که مهمترین آنها عبارتند از: تقویت موقعیت دینی و سیاسی شیعیان در جامعه، به ویژه در برابر دولت سنی، ارتقاء سطح فکری و بینش سیاسی در نسل جوان شیعه، تشکیلاتی تر شدن گروههای شیعی، افزایش اقبال به سمت روحانیت و تقویت این نهاد در میان شیعیان، تقویت روحیه مبارزه و مقاومت اسلامی در برابر حکومتهای داخلی و دولتهای بیگانه.(20)
    2. 3. هند:
     ایران در چشم هندیها از یک سابقه تاریخی و الهام بخش برخوردار بوده و این امر به طور خاص نزد مسلمانان هند، به خصوص شیعیان این کشور برجسته میباشد. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به عنوان یک پدیده بزرگ و شگرف، از آنجایی که توجه کلیه جهانیان به پتانسیل دینی و سیاسی اسلام جلب شده و اخبار آن در سراسر جهان منتشر شد، لذا مسلمانان هند نیز به عنوان اقلیت تحت فشار در کشور هند، در معرض تاثیر پذیری از آن قرار گرفتند که شاهد این مدعی حضور تعداد زیاد طلبه علوم دینی از کشور هند در ایران است که استقبال آنها از انقلاب اسلامی میتواند ناشی از اهداف گوناگونی باشد؛ از یکسو عرضه انقلاب و تقاضای تاریخی و معنوی مسلمانان محتمل بوده و از سوی دیگر نیز مسلمانان محروم و مستضعف همانند هندیها که خود را مستحق دریافت حمایتهای مادی از مسلمانان ثروتمند همانند ایران و سایر کشورهای خاورمیانه دانسته، احتمال گرایش و تمایل به ایران را دارد.
        2. 4. کشمیر:
     بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در هند، ذهن همه را به سمت کشمیر معطوف میکند؛ زیرا از لحاظ تاریخی، ایران خاستگاه و پایگاه صدور و تبلیغ اسلام برای آنان بوده است و همچنین وجود عوامل همگرایی بین ایران و مردم کشمیر، از جمله دین، مذهب، فرهنگ، زبان، جغرافیا و... به گونه ای نافذ و جاذب از زمینههای تاثیرگذاری انقلاب بر ساکنین مظلوم کشمیر بوده و (21) در این کشور که آن را به دلایل فرهنگی - تاریخی «ایران صغیر» خوانده اند، شعارهای انقلاب اسلامی در ناآرامیهای این کشور به چشم خورده و اهالی «کشمیر آزاد» به شدت طرفدار انقلاب اسلامی اند.(22) همچنین تاثیر انقلاب اسلامی بر آنها در انتخاب مساجد به عنوان پایگاههای مبارزه و همچنین شعارهای آنها، به وضوح قابل مشاهده بوده و ایران نیز همواره ظلم و تعدی کشور هند را به مسلمانان این کشور محکوم کرده است
    2. 5. بنگلادش:
     شواهد حاکی از این است که انقلاب اسلامی ایران در بین مسلمانان بنگلادش نیز بازتابهایی داشته و زمینههای مساعد بازتاب انقلاب ایران در این کشور ناشی از سابقه تاریخی و سیاسی اسلام در این سرزمین بوده است. اسناد موجود در این زمینه حاکی از آن است که انقلاب اسلامی ایران در این کشور سبب تشکیلاتی شدن اقلیت شیعیان در آنجا شده است (اسناد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی) و مهم ترین عاملی که منجر به بازتاب انقلاب ایران در آنجا شده، حضور طلاب علوم دینی در مدارس مرکز جهانی علوم اسلامی بوده و در این زمینه تشکیلات دینی که به تاسی از انقلاب اسلامی در آنجا ایجاد شده، به تبلیغ انقلاب اسلامی پرداخته اند .
    3. آسیای مرکزی، قفقاز و ترکیه 3. 1. آسیای مرکزی و قفقاز:
     تاریخ منطقه آسیای مرکزی و قفقاز با فرهنگ اسلامی و سنن ایرانی گره خورده و مناطقی که اکنون به صورت جمهوریهای مستقل درآمده اند، در قرون متمادی جزئی از قلمرو ایران بوده اند(23) از این رو ریشه عمیق فرهنگی ایران در منطقه جمهوریهای آسیای مرکزی به حدی است که علی رغم تلاشهای 70 ساله حاکمیت کمونیسم، هنوز هویت این اقوام بخشی از هویت ایرانی به شمار می رود. عمق این پیوندها نه تنها رهبران جمهوریهای شوروی سابق را مجبور به اعترافهای مکرر به قدرت معنوی فرهنگ ایران در این کشورها کرده؛ بلکه بسیاری از مسلمانان این منطقه برای کسب وجهه بیشتر، بارها از علائق شخصی خود به فرهنگ ایرانی دم زده اند(24) و لذا این تمایل در کنار اتخاذ سیاست «نه شرقی نه غربی» و گسترش افکار انقلابی به سایر کشورها، باعث شد تا ایران تهدیدی برای شوروی به حساب آید.
    علی رغم مقابله شوروی با نفوذ افکار آرمانی انقلاب اسلامی در این منطقه، اشتراکات دینی، نژادی و فرهنگی این کشورها با ایران، عاملی مهم در تاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر این کشورها، تجدید حیات اسلام و تقید عملی آنها به اسلام بوده است. انقلاب اسلامی ایران برای آنها یکسری جذابیتهایی داشت که منافع شوروی را در خطر می انداخت که از جمله آنها عبارتنداز: وجهه ضد امپریالیستی انقلاب اسلامی، ماهیت مردمی و وعدههای آن مبنیبر کنار نهادن دیوانسالاری فاسد کهن و روی کارآوردن نسل جدید از رهبران جوان مردمی و....(25) در این راستا وجود عواملی، همچون حضور مردم در مساجد و تبدیل امام خمینی به سمبل سیاسی در این منطقه باعث شده بود تا سیاستمداران شوروی همواره نگرانی خود را از رسوخ اسلام سیاسی - پیامد گریز ناپذیر گسترش رابطه این جمهوریها با ایران - ابراز کرده و همیشه سعی داشتند که تا حد ممکن مسلمانان مناطق اتحاد شوروی را از ایران دور نگه دارند.(26)
    بیداری اسلامی در بین مسلمانان شوروی قبل از آنکه به بلوغ برسد و به یک جریان نیرومند و آشکار سیاسی در مقابله با حزب کمونیست تبدیل شود، با فروپاشی شوروی مواجه شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جمهوریهای جدید مستقل در آسیای مرکزی و قفقاز، تغییر بسیار مهمی به شمار می رفت که میتوانست در این موقعیت موجود، اسلام را به عنوان جایگزین مطلوب برای ایدئولوژی کمونیستی مطرح نماید. ترس از تجدید حیات اسلام و گسترش اسلام انقلابی، چنان غرب را به تکاپو واداشت که با تلاش در زمینههای توسعه سیاسی و اقتصادی این منطقه، به کوتاه نگه داشتن دست ایران از منطقه پرداخته و دولتهای غربی به خصوص آمریکا سعینمودند تا با معرفی ترکیه به عنوان کشوری مدرن با تجارت آزاد و جدایی کامل دین از سیاست بعنوان سمبلی برای این جمهوریها، به طور غیر مستقیم سیاستهای خود را در این منطقه دنبال کنند.(27)
    ایران نیز بدلیل درگیری با بحرانهای ناشی از جنگ، هنوز یک الگوی نظری و عملی شفاف در مورد جامعه و دولتهای اسلامی منطقه تدوین نکرده بود که این امر از تاثیرپذیری جمهوری های مسلمان از ایرانکاست و در عین حال، اثر گذاری انقلاب اسلامی در این ممالک با چالش و رقابت جدی از سوی کشورهای اسلامی، روسیه، آمریکا، اسرائیل و اروپا روبروبود.(28)
   ترکیه
     ترکیه دروازه اسلام با اروپا و تنها کشور مسلمان همسایه اروپاست. روابط فرهنگی ایران با این کشور، ریشه در قرون طولانی داشته و خاستگاه اصلی این دو کشور که همواره در تمام ابعاد اجتماعی طرفین تاثیرگذار بوده است، ناشی ازاعتقاد مشترک هر دو ملت به دین اسلام بوده است.(29) این دو کشور در قرون گذشته به عنوان امپراطوریهای اسلامی همواره رقیب یکدیگر در عرصههای سیاسی و دینی بوده اند؛ بدان خاطر که از یکسو ایران بعد از ترکیه از حیث جمعیت بیشترین ترک زبان را داشته و از سوی دیگر نیز ترکیه جمعیت زیادی از شیعیان علوی را در خود جای می داد که عوامل فوق در کنار مجاورت سرزمینی باعث میشد تا دو امپراطوری بزرگ ایران و عثمانی همواره در عهد صفوی و قاجار با یکدیگر در رقابت باشند.
    تشابهات حکومت پهلوی با «کمالیسم» در ترکیه و اهمیت دو کشور در استراتژیهای دفاعی و امنیتی غرب، زمینه را برای همگرایی هر چه بیشتر دو کشور فراهم آورده و بدین ترتیب طرفین در پیمانهای منطقه ای مشترک عضو بوده و اشتراک منافع دو کشور باعث شد تا روابط نزدیک و صمیمانه ای بین آنها ایجاد گردد.
    پیروزی انقلاب اسلامی در کشوری همچون ایران که اشتراکات بسیاری با کشور ترکیه در عرصههای سیاسی و دینی داشت، معادلات را به هم ریخته و بدین ترتیب انقلاب اسلامی به یک تهدید برای کشور لائیک ترکیه تبدیل شد؛ بدان خاطر که ترکیه با دارا بودن جمعیت مسلمان میتوانست سر پل نفوذ اسلامگرایی به قفقاز، بالکان و کشورهای اروپایی باشد و همچنین این کشور به دلیل همجواری جغرافیایی و نیز به خاطر اشتراکات قومی، زبانی و مذهبی، اهمیت بسزایی برای ایران داشته است و لذا انقلاب اسلامی ایران تاثیر مثبتی بر مردم ترکیه گذارده و در این زمینه «جمیله کدیور» اظهار می دارد :
    «اعتقادات دیرینه و اسلامی مردم ترکیه با پیروزی انقلاب اسلامی و مشاهده دفن سلطه آمریکا جانی تازه گرفته بود و آنها با اعتماد به نفس فزاینده دریافتند که استقلال و عزت اسلامی بازگشتنی است ... در این راستا تجدید حیات اسلام در ترکیه، بحرانهای سیاسی را در این کشور تشدید کرد».(30) بدین ترتیب پیروزی انقلاب اسلامی، دولت ترکیه را با بحران مواجه ساخت و طبعا انتظار می رفت که از سوی ترکیه نیز برای مقابله با امواج انقلاب اقداماتی صورت گیرد. شکل گیری کودتای نظامی 12 سپتامبر 1980 و تقارن آن با انقلاب اسلامی میتواند این فرضیه را تقویت کند که روی کار آمدن نظامیان در ترکیه بخشی از استراتژی مهار انقلاب اسلامی بوده است. شاهد این مدعا این است که ژنرال «کنعان اورن» هدف از این کودتا را متوقف کردن روند رو به گسترش اسلامگرایی دانسته و خاطر نشان کرد: «اگر این آتش به موقع خاموش نشود، ممکن است سراسر کشور را فرا گیرد». گرچه این کودتا با هدف مقابله با اسلام گرایی و غیر سیاسی کردن جامعه ترکیه بود؛ ولی نتوانست مانع رشد حرکتهای اسلام گرایی و گرایش به حجاب در میان مردم ترکیه گردد؛ بلکه به عکس گروههای اسلام گرای ترکیه بعد از سال 1980 رشد بسزایی داشته و در این راستا ورود و خروج حزب اسلامگرای رفاه، حزب فضیلت و نهایتا حزب توسعه و عدالت به صحنه سیاسی آن کشور، نوعی چالش جدی برای نظام لائیک ترکیه تلقی میگردد.     * مقاله حاضر از دبیرخانه دومین جشنواره هنر آسمانی به دفتر نشریه ارسال شده است.
        پی نوشتها:
    1. اسپوزیتو جان ال، انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران؛ مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 244:1382
    2. امرائی حمزه، انقلاب اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی معاصر، تهران ؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، .258:1383
    3. اسپوزیتوجان ال، انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران؛ مرکز بازشناسی اسلام و ایران،.256:1382
    4. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 469 و 471
    5. راهاجو دوام، جنبشهای اسلامی در مالزی و اندونزی، فصلنامه انقلاب اسلامی، سال اول، شماره 2، تابستان :1378 .72
    6. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 452 - .453
    7. گلی زواره غلامرضا، شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم؛ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، :1380 230 - .231
    8. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 483 و 485
    9. اسپوزیتوجان ال، انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران؛ مرکز بازشناسی اسلام و ایران،:1382 .285
ک    10. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 494 و 495
    11. ملکوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 276 - 277
    12. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 433
    13. شهبازی محمد باقر، بررسی اجمالی موقعیت کنونی شیعیان پاکستان، نامه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران، سال 1367:1369-.1368
    14. گلی زوارهغلامرضا، شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم؛ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،.214:1380
    15. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1385 : 426 - .427
    16. روزنامه رسالت، 26/ 6/ .1367
    17. نصوحیان مهدی، شیعیان پاکستان و انقلاب اسلامی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، WWW.irdc.ir/article.
    18. بختیاری علیرضا، گزارشی از شیعیان و اهل سنت پاکستان، سازمان تبلیغات اسلامی، 4:1363
    19. نعیمیان ذبیح الله، انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاکستان، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامیWWW.irdc.ir/article.
    20. حشمت زاده محمد باقر، تاثیرات اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 .259
    21. ملکوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 .277
    22. گلی زواره غلامرضا، شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم؛ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،:1380 286
    23. شیخ عطار علی رضا، ریشههای رفتار سیاسی در آسیای مرکز و قفقاز، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، :1371 .193
    24. بنیگسن الکساندر و مری براکس آپ، مسلمان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمه کاوه بیات، تهران؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، .193:1370
    25. کدیور جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، تهران؛ نشر اطلاعات، :1379 .129
    26. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 357
    27. حشمت زاده محمد باقر، تاثیرات اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 .203
    28. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 376 - .377
    29. کدیور جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، تهران؛ نشر اطلاعات، :1379 .125
    30. ملکوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 277